اندیشه سیستمیسیستم تفکر سیستمی اندیشهتفکر سیستمی

تفکر سیستمی

سینرژی
status
راه میان بر
دید مهندسی
روح تازه
چهارشنبه ۱٢ اردیبهشت ،۱۳۸٦

 

از لطف همه دوستانی که نظراتشان را مطرح کردند سپاس گزارم. بعد از وقفه ۲ سال و خرده ای حتما هر چه زودتر مطالب را به روز می کنم.  وبلاگ های دوستان هم که یحث های نزدیک را مطرح میکنند بسیار جالب و خواندنی هستند.

Alireza Ghaffari
 
یکشنبه ۱ آبان ،۱۳۸٤

 

sorry for a long time delay

I'll tell you about it.

I hope I can update this weblog regularily

just say hello to every one.

Alireza Ghaffari
 
پنجشنبه ۳ اردیبهشت ،۱۳۸۳

دکارت و مولانا

دکارت و مولانا

 

با عرض پوزش از تاخیر در به روز رسانی به موقع میخواهم موضوعی را بگویم که

 

 بی ارتباط با بحث های  قبلی امان نیست در ابتدا مقدمه ای در باره این دو شخصیت که برای

 

همگان شناخته شده اند:

 

دکارت فیلسوفی فرانسوی و در ساال 1596  ميلادی به دنیا آمد و در سال 1650 دنیا را

 

 وداع گفت . مولوی یا مولانا جلال الدین محمد رومی 400 سال قبل از دکارت می زیست و

 

 درشهر قونیه که در ترکیه کنونی قرار دارد بدرود حیات گفت.

 

دکارت را به عنوان فیلسوف میشناسیم که مسیحی و کاتولیک بود.

 

هر چند ما امروز مولوی را به عنوان شاعر میشناسیم اما این عنوانی بود که او از آن پرهیز

 

داشت و هرگز آن را بر خود نمی پسندید.مولانا مسلمانی بسیار معتقد بود.

 

فردریک کاپلستون در کتاب   تاریخ فلسفه  میگوید غرض اصلی دکارت جستجوی حقیقت

 

فلسفی  با استفاده از عقل محض بود . منظور دکارت از فلسفه مطالعه حکمت است و به

 

مفهوم معرفت کامل ننسبت به همه اموری است که انسان برای به پیش بردن زندگی خویش

 

و هم برای حفظ صحت خود و برای کشف همه فنون  و صناعات میتواند به آن علم داشته باشد

 

فلسفه دکارت شامل علوم طبیعی و مابعد الطبیعه هر دو میگردید. دکارت مصمم بود که فقط به

 

عقل خویش و نه به حجیت گذشتگان اعتماد ورزد. او به دنبال یافتن راهی برای بررسی

 

حقیقت  بود و آرا گذشتگان را به شرط آزمون پذیرا میشد. دکارت ریاضیات را ابزار

 

ارزشمندی برای درک حقیقت میدانست. شکاکیت اولین اصل فلسفه دکارت را تشکیل میدهد.

 

 

و اما مولانا که هر چند زیبائی اشعارش کم نظیر است اما نبايد او را تنها شاعر بدانیم

 

زمانیکه از عرفان و عشق شور انگیز سخن گفته میشود نمی توان مولوی را نادیده گرفت.

 

تاکید او بر شنیدن ندای دل است تا سخن عقل. البته این معنایش آن نیست که هر که فاقد عقل

 

 

و خرد است شامل این قاعده میشود بلکه منظور او از رد عقل  گذر از آن و رسیدن به عشق

 

است .

بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید               در این عشق چو مردید همه روح پذیرید

 

و در رد ماندن در حیطه استدلال میگوید:

 

پای استدلالیان چوبین بود                پای چوبین سخت بی تمکین بود

 

مولانا علوم طبیعی و دانش کاربردی مانند فیزیک و شیمی را  " علم بنای آخور" میداند.

 

و ارزش علوم را در میزان نقش آنها در رسانیدن عاشق به وصل معشوق ازلی و ابدی میداند.

 

اگر دکارت را فیلسوفی عقل گرا و روش او را مبتنی بر شکاکیت بدانیم  مولانا را میتوان

 

عارفی وارسته و غرق در جذبه معشوق دانست که با فیلسوف و فلسفه میانه ای نداشت.

 

دکارت نیز به مانند مولانا معتقد و خدا پرست بود.

 

اما با بیان این مسائل میخواهم سوالاتی را مطرح کنم:

 

از هر یک از آنان و یا از ترکیب اندیشه های  هردوی آنان میتوان چه آموخت؟

 

آیا در جامعه امروز ما جای اندیشه های کدامیک از آنان بیشتر خالی است؟

 

آیا رفتار خود خواهانه و قانون شکنانه ای که در جامعه امان شاهدیم با گرایش به چه

 

سویی اصلاح میشود؟

 

آیا میتوان گفت مولوی را داریم هر چند درست اورا نمی شناسیم اما باید دکارت را به

 

کشورمان دعوت کنیم؟

 

 

 

Alireza Ghaffari
 
یکشنبه ۱٧ اسفند ،۱۳۸٢

قوانين برخورد سيستمی با مسئله

در هنگام برخورد با يک مسئله برخی نکات را بايد مورد توجه قرار داد:

 

مسائل امروز ناشی از راه حل های ديروز است

 

عدم توجه به ريشه های يک مشکل و تنها ديدن خود مشکل ميتواند مسئله جديدی

 

بيافريند.برای مثال زمانی که پليس محموله بزرگی از مواد مخدر را کشف ميکند کمبود

 

مواد مخدر در بازار سبب ميشود تا بالا رفتن قيمت سبب ايجادجذابيت برای قاچاقچيان

 

ميشود تا محموله های ديگری را به بازار وارد کنند. يا  فروش اتومبيل به قيمت گران و چند برابر

 

بازار جهانی در ايران سبب ميشود که آلودگی هوا افزايش يابد و مصرف بنزين زياد شود و جان انسانها به

 

 علت استفاده از اتومبيل های مستعمل به خطر افتد.

 

عمل چشم بسته واکنشی بدتر و سخت تر را موجب میشود

 

عملکرد بدون توجه به ساختار نیروهای مربوط اثری منفی دارد.برای مثال شاهدیم که در برخی

 

ادارات و سازمانها تلاش و کار زیاد سبب میشود که بدون ترفیع و تشویق و تشکر تنها بار و کار

 

زیادتری بر دوش شمابگذارند.

 

راه حل ها و رفتارهای مقطعی نتایج بدی به دنبال دارند

 

راه حلهای مقطعی مسئله را بدتر میکنند. هل دادن یک مهره دومینو از جلوی چشم میتواند تمام

 

مهره های پشت سرتان را نیز فرو ریزد. دادن شکلات به بچه ممکن است او را ساکت کند اما به

 

 سلامتش نیز لطمه میزند.

 

راه حلهای ساده انگارانه راه به جائی نمی برند

 

اگر حلقه تان را در خانه گم کرده اید . به خاطر روشن بودن کوچه در آنجا به دنبالش نگردید. اگر کسی از شما

 

 پرسید مشکل ترافیک تهران چگونه حل میشود فوری نگویید اگر تعداد اتوبوس ها را زیاد کنید

 

حل است.چون مسئله پیچیده تر از اینهاست.

 

درمان میتواند از خود مرض بدتر باشد

 

کسی که برای فرار ازفشارهای روحی به اعتیاد پناه میبرد درمانی یافته است که  بدتر از درد اولیه است.

 

افزایش تولید اسحه در دوران جنگ سرد موجب تشدید این بازی خطرناک شد و طرفین در یک

 

 سیکل معیوب تولیداتشان را افزایش دادند.

 

سعی و اجبار در رشد سریع تر نتیجه ای معکوس و رشدی کندتر به بار می آورد

 

گاهی رشد سریع مانند سرطان عمل میکند . اجزای سیستم باید به گونه ای متناسب رشد کنند. چند

 

برابر شدنرشد تولید اتومبیل ترافیک تهران را تشدید کرده است.

 

همیشه  علائم و علل در کنار هم نیستند

 

ما گاهی تصور میکنیم که علت به وجود آمدن مسئله و نشانه های آن باید در کنار هم باشند.

 

آیا کم شدن سفارش های مشتریان نمی تواند علتهای متفاوت و دور از یکدیگری داشته باشد؟

 

گاهی تغییرات کوچک نتایج بزرگی به بار می آورند اما ......

 

تفکر سیستمی میگوید با اهرم کاری میتوان با کاری کوچک نتیجه ای بزرگ گرفت اما چگونه و

 

محل استفاده ازاین اهرم مهم است. حرکت یک سکان کوچک یک کشتی غول پیکر را به حرکت

 

در می آورد.

 

شما میتوانید کیکی در اختیار داشته باشید و آن را بخورید ولی نه در یک زمان

 

تاکید بر کیفیت کالا شاید اکنون هزینه آور به نظر برسد اما در دراز مدت هزینه های بسیاری را

 

کاهش میدهد.بنا براین باید صبور بود و منتظر نتایج آینده بود.

 

تقسیم یک فیل بزرگ به دو قسمت دو فیل کوچک به وجود نمی آورد

 

سیستمها یکپارچه هستند و تقسیم انها عملکرد آنها را مختل میکند. باید قانون مرزهای سیستم را مد

 

نظر داشت و بدانیم که حاشیه سیستم ما کجاست.

 

هرگز شرایط محیطی  را سرزنش نکنید

 

گناه رفتارهای خود را به گردن شرلیط و محیط نیندازید. قوانین و شرایط اقتصادی و رقبا جزئی

 

از سیستمندعملکرد خود را با وجود آنها تنظیم کنید.

 

 

تلخيص و اقتباس از پنجمين فرمان نوشته پيتر سينج

Alireza Ghaffari
 
یکشنبه ۱٠ اسفند ،۱۳۸٢

إBig Picture

با سلام در مورد نظر دوست عزیزی که گفته بود شروع بحث سیستمهای اطلاعاتی زود است موافقم و خودم نیز دوست دارم بیشتر به بعد اندیشه ای سیستم بپردازم تا مهندسی آن که بحث مهندسی را میتوان در هر کتاب مربوط به سیستمهای اطلاعاتی پیدا کرد. اما خواهشی که دارم این است که دوستانی که به اینجا سر میزنند در بحث سیستم شرکت کنند که سیستم وبلاگ تفکر سیستمی بدون فید بک شما دچار آنتروپی مثبت و نابودی سریع میشود. مسئله دیگر اینکه اگر موافقید مثالهایی از دنیای واقعی را نیز مطرح کنیم چون فکر میکنم بسیاری از رفتارهای اجتماعی انسانها در قالب تفکر سیستمی قابل مدل سازی هستند.مثلا آیا میتوان گفت مدیران مستبد سیستمی هستند که  به علت عدم دریافت بازخورد منطقی و تصحیح کننده از محیط رو به اضمحلال میروند؟   زیرا دریافت فید بک محیطی از سوی این افراد به توسط اطرافیان به صورت جهت داری فیلتره میشوند علت این فیلتر کردن میتواند ترس از مدیر و یا منافع شخصی ویا چاپلوسی باشد.

غرور کاذب ایجاد شده درمدیر مستبد در طول زمان یکی از عوامل دریافت فیدبک غلط به علت ایجاد پیش فرضهای غلط در ذهن او است. به هر حال منتظر مثالهای شما هستم.

مطلب دیگر که میخواهم بگویم در مورد اکاف است.Russell Ackoff  از اندیشمندان علوم سیستمها است که به او علاقه زیادی دارم  اکاف در سال 1919 در ایلات متحده به دنیا آمد  اولین رشته تحصیلی او معماری  بود اکاف دکتری خود را در سال 1947 در رشته فلسفه به دست آورد او 15 کتاب و دهها مقاله به چاپ رسانده است

جالب آنکه اکاف در دهه شصت میلادی و در هنگام بنیان گذاری سازمان مدیریت صنعتی در ایران به عنوان مشاوراین سازمان مدتها در ایران زندگی و رفت و آمد داشته است بنابراین با ایران نیز به خوبی آشناست. من از اکاف در زبان فارسی سه کتاب دیده ام  1-  روش علمی  ترجمه منصور شریفی کلوئی  انتشارات آروین

2-  برنامه ریزی تعاملی ترجمه سهراب خلیلی شورینی  انتشارات ماد 3- باز آفرینی سازمان ترجمه تقی ناصر شریعتی و دیگران انتشارات سازمان مدیریت صنعتی

اما ابتدا مطلبی را بگویم اعتقاد دارم تحصیل کردگان دانشگاهی  باید هوشیار باشند تا در دام نزدیک بینی تخصصی یا expertise Myophia   دچار نشوند منظورم این است که خودتان را در دام رشته تحصیلی اتان گرفتار نکنید همه ما جدا از رشته تحصیلی که به طور تخصصس در دانشگاه خوانده ایم میتوانیم با دانش پایه ای که داریم به سرعت در رشته های دیگر نیز صاحب نظر شویم چرا یک مهندس کامپیوتر میترسد که به کتابهای حقوقی نزدیک شود؟  برخی مطالعات نشان میدهد کسانی از رشته های دیگری به یک رشته وارد شده اند از آنانی که از ابتدا در رشته مربوطه تحصیل کرده اند موفق ترند. شاید کمی صحبتهایم به هم نامربوط به نظر رسیده باشد اما اصل مطلب این است که نگرش سیستمی و دانش سیستمها موضوعی میان رشته ای و شاید همه رشته ای است و هیچ حوزه دانشی نمیتواند ادعای مالکیت آنرا داشته باشد یکی از مزایای نگرش سیستمی غرق نشدن در حوزه تخصصی فرد است پای گرفتن رشته های میان رشته ای یا Interdisciplinary در کشورهای پیشرفته از نشانه های درک این مسئله است. آیا هرگز فکر کرده اید که تقسیم بندی میان علوم چه معنائی دارد آیا برای دانش تفاوتی میان جامعه شناسی  علوم سیاسی و اقتصاد و تئولوژی وجود دارد؟ آیا اگر شما اقتصاد دان هستید و بر روی موضوعی در حال تحقیق هستید که ادامه آن وارد حوزه جامعه شناسی میشود ایا شما یک مرز مانند مرز میان کشورها یا خانه ها میبینید که شما را از پیشروی در قلمرو جامعه شناسی باز میدارد؟ آیا اصلا خط کشی میان علوم مفهومی دارد که نباید از آن گذشت؟ چرا در جامعه بسیاری از دانش آموخته ها لذت میبرند که بگویند تنها در حیطه تحصیلیشان چیزی میدانند که گاها آن را نیز نمی دانند. تفکر سیستمی به ما می آموزد که این مرزها برای توقف نیستند و این مرزها ماترک عصر ماشین هستند که بشر برای درک هر چیز آن را خرد و ریزتر کرد.  اکاف از کسانی است که میخواهد Big Picture یا ارتباط میان حوزه ها را به ما نشان دهد . آیا نگاه سیستمی به جهان و مجموعه کائنات که هر سیستمی را جزئی از سیستم کلان تر میبیند بهتر نشان دهنده هستی و اجزای ریز و درشت آن از یک ویروس تا یک وال اقیانوس اطلس و ارتباط میان انهاست یا تفکر علت ومعلولی عصر ماشین؟

ایا نگاه سیستمی بیشتر از شما میخواهد که این سیستمی را که همان طور که شما از اجزای آن هستید کرم خاکی و مورچه و یوز ایرانی نیز هستند حفظ و مواظبت کنيد یا نگاه ناقص علت و معلولی؟ اگر تفکر سیستمی در ما نهادینه شد آیا تخریب اجزای دیگر سیستم را تخریب خود نمی دانیم؟ آیا کشتن یک پرنده کشتن جزئی از خود شما نیست؟

 

Alireza Ghaffari
 
دوشنبه ٤ اسفند ،۱۳۸٢

سيستمهای اطلاعاتی در سازمان

سیستمهای اطلاعاتی را میتوان بر اساس خرده سیستمها یا بخشهای مختلفی که از آنها استفاده میکنند تعریف

کرد. بیشتر سازمانها دارای بخشهای بازاریابی-امور مالی-فروش-نیروی انسانی – تولید و غیره هستند.

 به طور منطقی سیستمهای اطلاعاتی باید بر اساس عملکردهای این بخشها هماهنگ شوند.برای مثال سیستم اطلاعاتی فروش داده های مربوط به فروش را گرد آوری و پردازش میکند و نتایج را به صورت چاپی و

تصویری در اختیار کارکنان یا مدیران فروش قرار میدهد یا سیستم اطلاعاتی پرسنلی اطلاعات مربوط به کارکنان را گردآوری و پردازش میکند. سیستمهای اطلاعاتی مربوط به هر یک از عملیات باید در ارتباط  دائمی با یکدیگر باشند در ضمن  بایستی داده ها تا حد ممکن سریعتر به روز رسانی شوند.

انواع سیستمهای اطلاعاتی عملیاتی عبارتند از:کنترل عملیات در سیستمهای خودکار تولید و واژه نگارها در

سیستمهای خودکار اداری و پردازش تراکنشها در  سیستمهای اطلاعاتی موسسات را نام برد.

 

سیستم پردازش رخدادها یا تراکنش ها Transaction Processing Systems

رخدادها وقایعی هستند که در اثر انجام عملیات یا فعالیتهای یک موسسه رخ می دهد مانند انجام خرید – فروش

پرداخت – صدور سند – برداشت مالی و....

وقتی  کالایی به خریدار تحویل میشود باید داده های مربوط به نوع کالا – انبار – بها و غیره باید نگهداری و پردازش شود این رخدادها منجر به وقوع رخدادهای دیگری مانند صدور سند و فاکتور میشود.

سیستم پردازش رخدادها یا تراکنش ها سیستمی است که این داده ها را ذخیره و پردازش میکند.

خروجی این سیستم به صورت تصویری و یا چاپی ارایه میشود.

 

 

سیستمهای اطلاعات مدیریت Management Information System

داده های خام به دست آمده از  سیستم  پردازش تراکنش ها یا رخدادها مبنای تهیه اطلاعات برای  سیستم اطلاعات مدیریت است. از نظر سطح مدیریت افرادی که این سیستم را مورد استفاده قرار میدهند یک سطح بالاتر از سیستم پردازش تراکنش ها هستند.

 

 

سیستم اطلاعات مدیریت سطح بالا Executive Information System

چون مدیریت سطح بالای سازمان برای برنامه ریزی استراتژیک  و کنترل کلان سیستم نیاز به اطلاعات خاصی

دارند که این سیستم تهیه کننده اطلاعات مربوط به این دسته از مدیران است.

 

 

سیستم اطلاعات پشتیبانی تصمیمات Decision Support System

این سیتم که مکمل یا ادامه سیستم اطلاعات مدیریت است از مدلهای تصمیم گیری و پایگاه دادهای خاص برای

تهیه اطلاعات در جهت پشتیبانی از تصمیمات ساخت یافته یا نیمه ساخت یافته استفاده میشود.

 

 

 

Alireza Ghaffari
 
دوشنبه ٢٧ بهمن ،۱۳۸٢

سازمان ها به عنوان سيستم

سازمانها سيستمهای بازی هستند که در پی دستيابی به هدفهای تعريف شده خودند.

سازمان از درون دادهايی مانند مواد اوليه- اطلاعات- ماشين آلات و.... است. سازمان

اين درون دادها را به محصول- خدمات و اطلاعات بدل ميکند.

سازمان سيستمی است که ميکوشد خود را در برابر تاثيرات محيط حفظ کند و بر محيط

پيرامون خود نيز اثر بگذارد.

سيتمهای اطلاعاتی در سازمان:

اطلاعات در سازمان دو نقش دارد يا به عنوان بازخورد يا فيدبک به تصحيح عملکرد

سازمان کمک ميکند و يا خود محصول يا برون داد سازمان است.

اطلاعات در سازمان نقش حياتی دارد و سيستم اطلاعاتی وظيفه به گردش درآوردن

 آن را به عهده دارد.

سيستم اطلاعات ميتواند در توليد و توزيع مناسب اطلاعات نقش مثبتی بازی کند.

بحث سيستمهای اطلاعاتی را تازه شروع کرده ايم و در باره آن بيشتر مينويسم

خواهش ميکند من را از نظرات خود بهره مند سازيد. ..

Alireza Ghaffari
 
شنبه ۱۱ بهمن ،۱۳۸٢

ريشه های نگرش سيستمی

 

 

دوست عزیزی در مورد خواستگاه تفکر سیستمی سوالاتی مطرح کرده اند.

 

پیدایش حوزه های علمی دو جنبه ای يا دو بعدی راه را برای پژوهشهای میان رشته ای هموار ساخت. به این

 

 ترتیب این اعتقاد واقع بینانه مطرح شد که بسیاری از مسائل جامعه مانند آلودگی هوا جرم و جنایت

 

سیاستگذاریهایکلان مسیل مدیریتی و بسیاری دیگر را نمی توان تنها در یک حوزه علمی حل کرد اما تفکر

 

 سیستمی که مبتنی بر تجسم ذهنی جهان است زمینه حل این مسایل را فراهم میسازد.

 

تفکر سیستمی بر خلاف بسیاری از جنبشهای فکری که در یک رشته علمی و در محدوده یک علم متولد

 

 شده اند در محیطی میان رشته ای رشد کرده است. از آنجا که این شیوه تفکر به طور کلی با مجموعه هایی

 

متشکل از اجزا سروکار دارد نه با خود اجزا و بنا به ضرورت از مرزهای سنتی علوم فراتر رفته و

 

 عمومیت یافته است.  تفاوتهای میان تفکر سیستمی و تفکر تحلیلی را قبلا شرح داده ام.

 

انجمن پژوهشی سیستمهای عمومی در سال 1954 شکل گرفت و هدف نگاه سیستمی را این گونه می داند:

 

1-     انتقال یافته های یک حوزه علمی به حوزه های دیگر

 

2-     تشویق به ایجاد و طراحی مدلهای نظری

 

3-     به حداقل رساندن تکرار و دوباره کاری در مطالعات و تلاشهای نظری

 

4-     ایجاد وحدت در میان علوم

 

نظریه عمومی سیستمها از برخی علوم مانند زیست شناسی ریاضیات فیزیولوژی و اقتصاد

 

 بیشتر تاثیر گرفته است. اما امروزه در تمامی حوزه های دانش مورد استفاده و کاربرد است.

 

 

 

Alireza Ghaffari
 
یکشنبه ٧ دی ،۱۳۸٢

آیا رفتار ما سیستمها را میسازد یا سیستم موجب رفتار ما میشود؟

آیا رفتار  ما سیستمها را میسازد یا سیستم موجب رفتار ما میشود؟

 

تاریخ نگاران در نگارش وقایع تاریخی  میگویند وجود فلان انسان بزرگ یا مردان جنگ آور موجب

 

رویدادهای بزرگ تاریخ شده است. البته درست است که هر گاه سرداران بزرگی پیدا شده اند جنگ

 

هم بوجود آمده است اما این نکته به هیچ وجه ثابت کننده این مسئله نیست که سرداران و فاتحان عامل

 

بوجود آورنده جنگها بوده اند.ایا در ورای مسایل روشنی که به نظرمان میاید عوامل اساسی تری

 

در بوجود آمدن رخدادهای تاریخی نقش نداشته اند؟ متغیرهای اساسی مانند جمعیت " منابع طبیعی

 

فشارهای وارد آمده بر مردم از سوی حکام و......نقش ساختار در چگونگی رخدادها انکار ناپذیر است

 

در سال 1973 روانشناسی به نام فیلیپ زیمباردو مبادرت به انجام آزمایشی نمود و در آن دانشجویان

 

را به دو دسته زندانی و زندانبان تقسیم کرد و زندانیان فرضی را در زیرزمین دانشگاه استنفورد

 

محبوس و زندانبانان را به نگهبانی آنان گماشت در ابتدا رفتار زندانبانان با تکبر و رفتار زندانیان با

 

 سرکشی توام شد  و پس از چند روز این رفتارها شدت پیدا کرد به شکلی که زندانبانان شروع به

 

رفتاری خشن و شدید بر علیه زندانیان کردند و زندانیان نیز دست طغیان و شرکشی شدید نمودند

 

پس از چند روز اوضاع چنان به وخامت انجامید و رفتارهای شدیدا غیر متعادل از هر دو طرف

 

روی داد که ادامه آزمایش متوقف گردید.

 

اما سوال این است که چگونه ساختار موجب این رفتارها میشود و برای درک و تغییر عملکرد ساختار

 

 چه باید کرد؟

 

درک عملکرد سیستم شرط اولیه برای تغییر رفتار افراد و به طبع آن سیستم است. اینکه بتوانیم از

 

 نماهای مختلف به سیستم نگاه کنیم و علت عملکرد دیگر اجزای سیستم را درک کنیم به ما بسیار کمک

 

میکند.

به این مسئله بیشتر خواهيم پرداخت.............

 

Alireza Ghaffari
 
پنجشنبه ٤ دی ،۱۳۸٢

برخورد و نگاه سيستمی در روبرويی با مسئله

نکاتی که در هنگام مواجهه با يک مشکل بايد در نظر داشته باشيم:

(از کتاب پنجمين فرمان نوشته پيتر سينج)

۱- مسايل امروز ناشی از راه حلهای ديروز است.

۲- علم چشم بسته هر اندازه سخت تر باشد واکنشی بدتر و سخت تر را از سيستم 

 سبب ميشود.

۳- معمولا راه حلهای ساده انگارانه راه به جايی نمی برند.

۴- رفتارها و نتايج خوب مقطعی و زود گذر به دنبال خود نتايج بدی را به بار می آورند.

۵- درمان می تواند از خود مرض بدتر باشد.

۶- سعی و اجبار در رشد سريع تر نتيجه ای معکوس و رشدی کند تر را به بار می آورد.

۷- نشانه های بيماری سيستمها و اسباب و علل اين بيماری ها به لحاظ زمانی و

 مکانی الزاما نزديک به هم نيستند.

۸- تغييرات کوچک نتايج بزرگی به بار می آورند ولی بايد دانست محدوده عمل اين تغييرات

 الزاما بديهی نيستند. 

۹- شما ميتوانيد کيکی را در اختيار داشته باشيد و آن را بخوريد ولی نه در يک زمان.

۱۰- تقسيم يک فيل بزرگ به دو قسمت دو فيل کوچک پديد نمی آورد.

۱۱- هرگز نبايد شرايط محيطی را سرزنش کرد.

Alireza Ghaffari
 
چهارشنبه ۱٩ آذر ،۱۳۸٢

سيستمهای اطلاعاتی

سيستمهای اطلاعاتی و نگرشهای مختلف نسبت به آنها:

از دهه ۴۰ به بعد و با اوج گرفتن بحث سيستمهای اطلاعاتی از ديدگاه کلان دو رويکرد

اصلی در جهان بوجود آمد.

نگاه سخت:از اين ديدگاه توجه عمده بحث سيستمها معطوف ابزارها و تکنولوژيهای مورد

نياز برای راه اندازی و حفظ يک سيستم بود.اين رويکرد به سيستمها بيشتر ازمنظر

 مهندسی می نگريست کشور های اروپائی و به طور اخص انگلستان از اين ديدگاه به

 سيستمها مينگرند.

 

نگاه نرم:اين ديدگاه توجه خود را بيش از آنکه بر مهندسی و طراحی ابزاری

سيستمها معطوف کند به جنبه فکری و فلسفس و مديريتی سيستم توجه داشت

اين ديدگاه در کشور آمريکا توجه بيشتری را به خود جلب کرد.

Alireza Ghaffari
 
یکشنبه ٤ آبان ،۱۳۸٢

مقدمات طرز فکر سيستمی

برای رسيدن به آنجا که انسان بتواند مقولات را به صورت کلی و کلان درک کند

 مقدماتی مورد نياز است:

۱- تعليق عقايد شخصی:

هر انسانی دارای عقايد و ارزشهائی است که اين عقايد به عنوان فيلتری ميان او و

دنيای خارج عمل می کند و اصولا رفتار ما بر اساس پاره ای از پيش فرض ها شکل

می گيرد. برای مثال در بعد سازمانی اگر مديری اعتقاد به تنبل بودن آدمها داشته باشد

رفتار او با زير دستان نيز بر همين اساس شکل می گيرد و به عکس.راه حل

سيستمی ميگويد در هنگام برخورد با مسائل باورهای شخصی خودمان را کنار

 بگزاريم گرچه اين کار به طور کامل ممکن نيست.

۲- قبول محدوديت فکری و تصوری:

زمانی که محدوديت فکری خودمان را بپذيريم تنها بر يک راه حل پا فشاری نمی کنيم

و می پذيريم که يک مسئله می تواند راه حلهای متعددی داشته باشد.

پا فشاری بر روی تنها يک راه حل نشانه جمود فکری است.

Alireza Ghaffari
 
جمعه ٢ آبان ،۱۳۸٢

نظريه سيستمها در مديريت

نظريه سيستمها چهارچوب فکری نوينی برای انديشيدن انسان فراهم می سازد.

انسان سه دوره تکاملی را برای رسيدن به اين شيوه نوين پشت سر گذاشته است.

۱- مرحله منطق ارسطوئی

ارسطو می گويدزبان و سخن وسيله بروز عقل و فکر انسان است و می بايستی

چکونگی الفاظ  و دلالتهای آنها و ترکيبشان را برای جمله بندی معلوم کنيم تا از ابهام

 و اشتباه جلوگيری شود. سپس تصور و تصديق - ذاتی و عرضی- جزئی و کلی را

مشخص نمود و ضمن ارايه معيارهای مفهومی  مانند قضايای شرطيه و حمليه -

صغری و کبری و قياس انواع انواع برهان را تشخيص دادو رموز جدل و سفسطه را

بکار بست.اساس منطق ارسطو قياس است يعنی رسيدن از صغری به کبری.

 

۲- مرحله منطق تجربی

اين مرحله از قرون هفدهم و هيجدهم با عصر روشن انديشی آغاز شد.آغاز  اين عصر

با پيشرفت کليه رشته های علمی در تمامی رشته ها مانند رياضيات-نجوم - فيزيک

شيمی و غيره آغاز شد. کانت از اولين فيلسوفان  و مطرح ترين آنان در اين عصر است

۳- مرحله منطق سيستمی

اين شيوه انديشيدن در علوم مختلف خود را نشان داد در جامعه شناسی

 فانکشناليستها در اقتصاد کينز در روان شناسی نظريه گشتالت و در رياضيات

 اينشتيش از اين شيوه استفاده کردند.

 

 

 

Alireza Ghaffari
 
یکشنبه ٢٧ مهر ،۱۳۸٢

معرفی جند کتاب مفيد در مورد سيستم ها

۱- روش تفکر سيستمی        نوشته ژوئل دوروسنی و جون بيشون 

 ترجمه امير حسين جهان بگلو

۲-کاربرد انديشه سيستمی   نوشته درک هچينز  ترجمه رشيد اصلانی

۳-برنامه ريزی تعاملی نوشته راسل ايکاف  ترجمه سهراب خليلی

۴-پنجمين فرمان    نوشته پيتر سنگه  ترجمه کمال هدايت و محمد روشن

۵- نگرش سيستمی  مجموعه مقالات مرکز آموزش مديريت دولتی

۶- مباحثی در مهندسی اجتماع    نوشته ابوالفضل صادقپور

۷- SYSTEM ANALYSIS AND DESIGN  BY LEN FERTUCK

 

Alireza Ghaffari
 
یکشنبه ٢٧ مهر ،۱۳۸٢

روش سيستمی به چه کار می آيد؟

به يقين روش سيستمی انقلابی در شيوه انديشيدن ايجاد کرده است.اما بايد بدانيم که موارد به کار بستن آن کدامند.انديشه سيستمی روشی برای تصميم گيری درست تر و اتخاذ تصميمات مناسب تر را فراهم می سازد. اگر انديشه تحليلی را شيوه ميکروسکوپی بناميم انديشه سيستمی روش ماکروسکوپيک يا بزرگ نگر است.

بايد توجه داشت که روش تحليلی و روش سيستمی متناقض با يکديگر نيستند. بلکه مکمل همديگر هستند.اگر در روش تحليلی هدف روشن ساختن جزئيات است در روش سيستمی هدف درک عملکرد کلی سيستم است.

Alireza Ghaffari
 
جمعه ٧ شهریور ،۱۳۸٢

برخی مفاهيم اساسی

 

 

برآيند سيستم:کل يک پديده نمودها و تجليهای خاصی را از خود بروز می دهد که تنها از کل آن ساخته است و اجزا قادر به ساختن آن نيستند.

مهندسی سيستمها: شناخت-تشخيص و حفظ آثار برآينده سيستم در راستای ارضای نيازهای مشتريان و مصرف کنندگان نهايی.

واحد کنترل: صادره واقعی را با صادره مطلوب مقايسه می کند.

توسعه گرايی: در تفکر سيستمی اعتقاد بر اين است که افزايش شناخت را ميتوان با توسعه سيستم تحت مطالعه به دست آورد نه با تقليل آن به اجزا.

تعامل سیستمها با یکدیگر

 

نوربرت وينر می گويد:سايبرنتيک علم ارتباطات موثر در انسان و ماشين است.

استافورد بير سايبرنتيک را علم سازماندهی موثر می داند.

ويژگيهای سيستمهای سايبرنتيک:پيچيدگی- پويايی-احتمال گرا بودن ـوابسته به

يکديگر بودن و باز بودن.

سايبرنتيک را مبنايی برای  مدل سيستمهای زنده می دانند.

برخی از اصول سايبرنتيک:

۱-سيستمهای پيچيده خود را سازمان می دهند.

۲-سيستمهای پيچيده زمينه های ثبات دارند که تا مرز بی ثباتی فاصله بسيار دارد.

۳-صادره هايی که برای سيستم اهميت دارد با حلقه های بازخورد محافظت خواهند شد.

 

مقايسه تفکر ماشينی و سيستمی :

متفکر عصر ماشين برای توضيح در باره  يک دانشگاه آن را تجزيه ميکند تا به عناصر آن برسد.برای مثال از دانشگاه به دانشکده بعد به بخش و بعد از آن به گروه و دانشجويان و موضوعات درسی ميپردازد...

يک متفکر سيستمی نخست نظام آموزشی يا سيستمی که دانشگاه را در بر ميگيرد تعريف می کند.آنگاه وظايف و اهداف اين سيستم را با نظر به سيستمهای اجتماعی بزرگتری که آن را در بر می گيردتعريف می کند و سرانجام او دانشگاه را بر حسب نقش ها و وظيفه هايش در نظام آموزشی شرح می دهد.

تحليل يا نگاه ماشينی اطلاعات به وجود می آورد اما بررسی سيستمی شناخت پديد می آورد.

نمائی از يک سيستم فرضی: 

Alireza Ghaffari
 
دوشنبه ٢٠ امرداد ،۱۳۸٢

انديشه عصر ماشين و انديشه سيستمی

 

شيوه ونحوه نگرشی که عصر ماشين مبلغ آن است نگاه مکانيستی و ماشينی است يعنی همه چيزها به عنوان ماشينهايی فرض می شد که برای شناخت آنها بايد اجزای آنها را به قطعات کوچکتر تقسيم و تقليل داد. تفکر تحليلی و تجزيه گرايانه مربوط به اين دوران است.تقسيم کار و تقليل کارها به قطعات و اجزای خرد تر حاصل تفکر اين دوران است.گرچه اين شيوه مزايايی در بر داشت اما معايب آن نيز تا سالها ناديده گرفته شد.

تفکيک يا تحليل چيزها جوهر انديشه عصر ماشين است. و سنتز يا ترکيب جوهر انديشه سيستمی. انديشه سيستمی به نحوه عمل کرد يک سيستم در سيستم بزرگتر يا بالاتر توجه ميکند اما تفکر ماشينيستی به عمل هر يک از اجزا می نگرد.

Alireza Ghaffari
 
یکشنبه ۱٩ امرداد ،۱۳۸٢

ماهيت سيستم

در ابتدا معرفی چند مفهوم ضروری است.

سيستم: مجموعه ای از دو يا بيشتر از اجزا که برای رسيدن به هدفی سازماندهی و هماهنگ شده اند.

سيستماتيک: به معنای منظم ـ روش مند و بر مبنای الگويی از قبل تعيين شده است.

سيستميک:به معنای مرتبط يا موثر در سيستم يا بخشی از سيستم به عنوان يک کل است.

خصوصيات سيستم:سيستم دارای حداقل سه خصوصيت است.

۱- رفتار هر جز بر کل مجموعه اثر می گذارد.برای مثال بدن انسان سيستمی متشکل از قلب و ريه و کبدو..... است که همه بر هم اثر گذارند.

۲- رفتار اجزا و اثر آنها بر هم موثر است.

۳- بدون توجه به نحوه تشکيل سيستمهای فرعی عمل آنها بر رفتار کل مجموعه اثر می گذارد يعنی اجزا چنان بهم وابسته اند که گروههای فرعی مستقل در آنها شکل نمی گيرد.

 

 

سیستمها و زیر سیستمها

Alireza Ghaffari
 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

google
آرشيو
پست الكترونيك

پرشين‌بلاگ